رودخانه ی لحظه ها..

پر از مطالب عاشقونه

بار اولیه که دارم مینویسم...

امروز۲۳روزه که پدرمو از دست دادم...

نفس مبکشم.راه میرم.یادش مییفتم..

تنهام گذاشتو رفت بیمعرفت...

کنارش نبودم...

بغض تو گلوم داره میکشم...

همیشه لبخند رو لبش بود...

بهترین بابای دنیا بود...

تواین ۲۲سال اخم کردنشو ندیدم...

واسی دیدن خنده هاش دلم تنگ شده..

واسه دستای گرمش دلم تنگ شده...

چقدر من بدبختم...

کاش بشه زودتر ببینمش...

کاش منم میبرد...

با مرام یزدانت دلش برات تنگه...

۱شب فقگ بیا به خوابم...فقط بیا

نوشته شده در جمعه بیست و ششم آبان 1391ساعت 4:55 توسط sNoWmAn & BeLoVeD| |

 

سایه ای بود و پناهی بود و نیست
لغزشم را تکیه گاهی بود و نیست

سخت دلتنگم کسی چون من مباد
سوگ حتـی قسمت دشمن مبــاد

بــاورم نیست این من نـابــاورم
روی دوش خویش او را می برم

مـی بـرم او را که آورده مـــــرا
پاس ایامـــی که پرورده مـــــرا

می برم درخاک مدفونش کنـــم
از حساب خویش بیرونش کنـــم

مثل من ده ها تن دیگـــــر به راه
جامه هاشان مثل دل هاشان سیاه

منتظــــر تا بارشان خالی شــود
نــوبت نشخـــوار و نقالی شــود

هــرکسی هم صحبتـی پیدا کند
صحبت از هــر جا بجز این جا کند

دیدنش سخت است و گفتن سخت تر
خوش به حالت ،خوش به حالت ای پدر

 

نوشته شده در شنبه ششم آبان 1391ساعت 23:20 توسط sNoWmAn & BeLoVeD| |

 در آن کرانه که دل با ستاره همزاد است

به من اجازه در اوج پر زدن داده است

در ان کرانه که همواره یک نفر آنجاست

که در پذیرش مهمان همیشه آماده است

در آن کرانه که خورشید پیش یک گنبد

بدون رنگ ز بازار حسن افتاده است

همیشه از تو سرودن چه سخت و شیرین است

شبیه تیشه زدن های سخت فرهاد است

      **********************

سوال می کند از خود هنوز آهویی

که بین دام و نگاهت کدام صیاد است

دلم که دست خودم نیست این دل غمگین

همان دلی است که جامانده در گوهر شاد است

بدون فن غزل بی کنایه می گویم

دلم برای تو تنگ است شعر من ساده است...

نوشته شده در یکشنبه چهارم تیر 1391ساعت 20:47 توسط sNoWmAn & BeLoVeD| |

 

تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست

تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست

تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست

 

تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست

تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست

تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست

تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست

نوشته شده در جمعه دوم تیر 1391ساعت 18:10 توسط sNoWmAn & BeLoVeD| |

خیلی وقته یه دل سیر نخوابیدم...

هرشب رویاتو میبینم و از خواب بیدار میشم ....تاصب خوابم نمیبره.

بیدار که میشمو میبینم نیستی بغضم میگیره...

مثل بچه ها دوس دارم کفشاتو قایم کنم تادیگه از تو رویام پاتو بیرون نذاری...

چیکارکنم خب پیشم نیستی...

چشمامو میبندم تارویاتو ببینم...

چشمامو میبندم تورو یادم بیارم...

حرفای من رویاییه..میدونم اما من از تمام تو همین رویارو دارم...

به امید به تورسیدن...


نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1391ساعت 21:21 توسط sNoWmAn & BeLoVeD| |

Design By : Mihantheme